غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
حاجت آوردیم و از قرآن اجابت خواستیم آیه آیه "فتح" خواندیم و رشادت خواستیم مطلعِ سربنـدمان "هـیهـات مناالذلّه" شد از عزیزِ فاطمه عمریست عزّت خواستیم داغها شعله کشید و با حماسه شد عجین تا که مثلِ کوهِ با غیرت، صلابت خواستیم پایِ دین ماندیم و تا حـیدر نگاهمان کُند از حسین بن علی برگِ رضایت خواستیم آمـدیم و در مـحـرّم باز هم مُحـرِم شدیم عینِ یک سائل از این آقا عنایت خواستیم عرش، دارد مثلِ ما پیراهنِ مشکی به تن شد عزادار و از این غمها روایت خواستیم تار و پودش را گره بر ریشهٔ پرچم زدیم از لباس نـوکری بـسیار قـیمت خواستیم شد علَم بر پا و شاهِ عـلقـمه ما را خرید از نگاهِ نافـذش رزقِ بصیـرت خواستیم گریه کردیم و به عشقِ آن امیرِ بیکـفن مرگِ خونین در بلا، در خاکِ غربت خواستیم خواسـتـیم از مـادر سـادات باشد واسطه در میان روضه از مادر، شهادت خواستیم با "سر"ی از تن جدا و پیکری غارت شده با شهیدِ کـربـلا قـدری شباهت خواستیم آن شهیدِ تشنه لب سیراب شد از نیزهها سوختیم و باز هم اما حرارت خواستیم! |